و اما...
Breaking The Habit 
یکی از بهترین آهنگها و شاید ویدیو کلیپهای لینکین پارک.که جفتش رو واسه دانلود گذاشتم.
اگه سرعتتون واسه دانلود کلیپش پایینه آهنگش رو حتما دانلود کنید.
چون آهنگ خیلی باحالیه مخصوصا از قسمت Bridge آهنگ که چستر فریاد میزنه
I'll paint it on the walls...
من و شایان که خیلی این آهنگ رو دوست داریم.
به قول شایان Tonight گفتن چستر بنینگتون خیلی باحاله...
خوب اول متن و دانلود آهنگ:
|
Breaking The Habit
Memories consume
Like opening the wound I'm picking me apart again You all assume I'm safe here in my room Unless I try to start again I don't want to be the one The battles always choose 'Cause inside I realize That I'm the one confused I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream I don't know why I instigate And say what I don't mean I don't know how I got this way I know it's not alright So I'm breaking the habit I'm breaking the habit tonight Clutching my cure I tightly lock the door I try to catch my breath again I hurt much more Than any time before I had no options left again I don't want to be the one The battles always choose 'Cause inside I realize That I'm the one confused I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream I don't know why I instigate And say what I don't mean I don't know how I got this way I'll never be alright So I'm breaking the habit I'm breaking the habit tonight I'll paint it on the walls 'Cause I'm the one at fault I'll never fight again And this is how it ends I don't know what's worth fighting for Or why I have to scream But now I have some clarity To show you what I mean I don't know how I got this way I'll never be alright So I'm breaking the habit I'm breaking the habit I'm breaking the habit tonight دانلود آهنگ:
|
در مورد این ویدیو کلیپ:
نام ويديو: Breaking The Habit
تاريخ انتشار: 5 مِي سال 2004
توضيحات: اين ويديو توسط يك گروه Animator ژاپني در كشور ژاپن ساخته شده كه كارگرداني اون هم توسط Joe Hahn انجام شده. طريقه ساخت اين ويديو به اين صورته كه ابتدا از اعضاي گروه در حال اجراي آهنگ فيلم گرفتن سپس Animatorها فرم به فرم تصوير اونهارو كشيدن. ماجراي ويديو هم از اين قراره كه ابتداي ويديو تصويري رو نشون ميده كه شخصي از بالاي ساختمون روي سقف يك ماشين سقوط كرده و پليس هم در صحنه حادثه حضور داره وقتي كه دوربين صورت اين شخص رو نشون ميده متوجه ميشيد كه مقتول Chester هست. سپس دوربين نشون ميده كه روح Chester از بدنش خارج ميشه و به قسمتهايي از شهر حركت ميكنه و در صحنه هاي گوناگوني كه براي افراد مختلف مشكلاتي پيش مياد حاضر ميشه. تقريبا از اواسط ويديو هست كه تمام صحنه ها به صورت Playback اجرا ميشن و روح Chester به بدنش بر ميگرده و جسمش به بالاي ساختماني كه از روي اون سقوط كرده بود حركت ميكنه سپس صحنه اي رو ميبينيد كه كل گروه در بالاي پشت بام ساختمون با هم در حال اجراي آهنگ هستند.
دانلود ویدیو کلیپ:
Chester
Bennington
خواننده Vocal گروه
Linkin Park
اما این چستر بود که توانست تاثیری این چنین روی اعضای گروه بگذارد . نام کامل این پسر ٬ "چستر چارلس بنینگتن " می باشد ٬ معروف به " Chazy Chaz " که در بیستم مارچ سال ۱۹۷۶ به دنیا آمد. محل تولد وی فونیکس آریزونا می باشد . هر چند در حال حاضر در لس آنجلس به سر می برد. دیگر عضو خانواده آنها برادرش بود که سیزده سال از وی بزرگتر بود . برادری که وقتی چستر تنها دو سال داشت ٬ پیش گویی کرده بود ٬ روزی چستر خواننده بزرگ و در عین حال خونگرمی خواهد شد که همه به وجودش افتخار خواهند کرد . پس شروع به آموختن کلمات به او نمود و حرف زدن را به وی یاد داد. حتی از حرف زدن بامزه چستر کپی برداشت و آنها را روی یک نوار ضبط کرد ٬ نواری که هنوز وجود دارد . هر چند چستر ادعا می کند که آن را گم کرده است. خودش در این رابطه می گوید :«من این مسئله را یکبار٬ روزی به کودکی گفتم چون فکر نمی کردم این بچه چیزی حالی اش نمی شود و اصلا نمی فهمد ٬ اما اشتباه کردم چون حالا کل دنیا از این موضوع مطلع هستند و هرکس مرا می بیند درباره این نوار از من سوال می کند ! باید به این نصیحت عمل می کردم که اعتماد٬ همسایه دیوار به دیوار بی اعتمادی است ! »
موسیقی سرگرمی بزرگ و مطرح این پسر است که آموختن آن را از سن ۱۳ سالگی آغاز کرده : «اوایل تا سرحد مرگ تمرین می کردم ٬ می دانید٬ عاشق آواز خواندن بودم آن هم با صدای خش دار و خشن تا جایی که احساس می کردم که حنجره ام ناراحت شده است . یادم هست اوایل از خواندن آسیب می دیدم اما حالا می دانم چطور بدون آسیب رسانی به خودم آواز بخوانم. » اولین سازی که فرا گرفت پیانو بود اما پس از مدتی به خواندن علاقمند شد ٬ شاید عده کمی این مطلب را بدانند که چستر خواندن را در اطراف خانه شان آغاز کرد . خودش می گوید :« به خاطر می آورم آن موقع ها یک رویا را در سرم می پروراندم ٬ و این بود که می خواستم عضو پنجم گروه "Depeche Mode " بشوم. »
"ماه مردمی" "People Moon " (لقبی که دوست دارانش به او بخشیده اند ) در ۱۴ سالگی تحت تاثیر موسیقی "Stone Temple Pilots " قرار می گیرد و همان زمان بود که تصمیم می گیرد که موسیقی و خواندن را دنبال کند . البته اعتراف می کند :« خب ده ساله بودم که مجذوب هیپ هاپ و خواننده هایی چون " Loverboy " ٬ " Foreigner " و "Rush " بودم . اما این علاقه فقط در حد شنیدن چند آلبوم و ترک بود ٬ اما وقتی به چهارده سالگی رسیدم به فانک راک علاقمند شدم ٬ یادم می آید "Misfits " اولین آلبوم موسیقی بود که در عمرم شنیدم و شیفته این هنر شدم ! »
چستر به دبیرستان " گرین وی " "Greenway " رفته اما در سال ۱۹۹۴ از مدرسه واشینگتن فارغ التحصیل شد . اما در نوجوانی عشق دیگری هم داشت ٫ اسکیت روی برف ..! اما یادگاری که از این عشق روی سرش با ۴۷ بخیه باقی می گذارد ٬ باعث می شود تا آن را با چیز دیگری عوض کند . هر چند متاسفانه این جایگزین هم چیز مناسبی نبود ٬ بله چستر به الکل روی آورد ٬ عادتی که همین حالا هم با آن دست به گریبان است . « عده ای از دوستان من خودکشی کردند ٬ چند تایی را هم در بازی اسکیت از دست دادم ! این خیلی سخت است ٬ خاطره ای را که هرگز فراموش نمی کنم مربوط می شود به دوران نوجوانی ام ٬ وقتی یکی از دوستان نزدیکم را در یک حادثه اسکیت سواری از دست دادم. شاید بهتر باشد آن را یک حادثه تراژیک عنوان کنم ٬ در این تصادف سر او دچار مشکل شدو در جا مرد ...! خب وقتی که بچه هستی مثل این حادثه می تواند میلیون ها بار برای شما اتفاق بیفتد یعنی از جایی بیفتید ٬ سرتان بشکند ٬ خون راه بیفتد و همین ..! اما سر دوست من در ناحیه ناجوری شکست و او از دنیا رفت.»
لینکین پارک نقطه اوج فعالیت های او در زمینه ی موسیقی به شمار می رود . حرکتی که به تعبیر خودش بزرگترین ریسک زندگی وی بود . پیش از آنکه بتواند در " Grey Daze " خودی نشان بدهد ٬ مدتی را با گروه هایی چون "Phunk Junkeez " ٬ " Gift " و " Pocherfau " همکاری داشت ٬ اما هیچکدام از آن ها نتوانستند او را به جایی برسانند . پس برای کسب در آمد و ادامه زندگی مجبور شد به عنوان یک Barman در کافه مشغول به کار شود ٬ چون با سابقه بدی که داشت محال بود بتواند در جای معتبرتری کار گیر بیاورد : «نوجوانی من در اعتیاد به کوکائین گذشت . وقتی هم که آنرا ترک کردم به الکل پناه بردم ٬ به هر حال من یک آدم سیاه بخت لعنت شده بودم ٬ مخصوصا با عینکی که به چشمانم می زدم . خیلی مسخره است ٬ من بدون این عینک حتی نمی توانم چند متر جلوتر از خودم را ببینم !
امروز اگر شما چستر را ببینید ٬ خالکوبی فراوانی را روی بدنش مشاهده خواهید کرد که شما را به حیرت خواهند انداخت ٬ اما با کمی تعمق می توانید بفهمید در پس هر کدام از آن ها داستانی ناگفته قرار گرفته که می تواند معنای بسیاری را در خود داشته باشد . « ۱۸ سالم بود که اولین خالکوبی را روی بدنم انجام دادم یک حوت (یکی از صور فلکی) را روی بالاترین قسمت شانه سمت چپم خالکوبی کردم که آن را دوستی از کلوب خالکوبی Tempe در آریزونا انجام داد. به عقیده من این کار باید اصیل و همیشگی باشد. درست مثل ازدواج ٬ یک جور قرارداد دائمی که نه کمرنگ بشود و نه از بین برود .من حتی معتقدم خالکوبی می تواند معنای دو گانه ای چون برون ریزی و درون فکنی غم و اندوه و رنج را در خود به صورت یکجا داشته باشد. » اما در واقع او پیش از موفقیت لینکین پارک اصلا نمی خواست با بدن پر از طرح و رنگ خود که محصول ۱۲ خالکوبی مختلف می شود در مجامع عمومی حاضر شود ٬ چون به نظرش مردم نمی توانستند نظریات او را در این باره درک کنند و حتما درباره اش عقاید بدی ارائه می دادند و خب مهمترین دلیل این بود که نمی خواست بیکار شود . چون مردم به آدم هایی با این شمایل کار نمی دادند و چستر هرگز نمی خواست سامانتا را در عذاب و سختی بگذارد . چستر وقتی ۲۰ سال داشت با سامانتا ازدواج کردو آس و پاس عالی ترین لقبی بود که می شد به او داد. شاید ازدواج آنها در روز هالووین این سایه ترس آور و مهیب را روی زندگی شان انداخته بود .
« من باید به هر طریقی می شد پول درمی آوردم ٬ چون تنها بدین وسیله بود که می توانستم کاری کنم سامانتا از زندگی لذت ببرد. وقتی پول باشد شما همه کاری می توانید انجام دهید ٬ اما وقتی دست تان خالی باشد هیچکس حتی نگاهتان هم نمی کند. » ناگهان فکری به سرش می زند به شبکه رادیویی CAPP می رود و می گوید می خواهد کاری برای آنها انجام دهد. نتیجه این حرکت ساخت چند آگهی رادیویی می شود که درباره کمک به مشکلات سکسی پسرها بود . مشکلاتی که خودش هم در نوجوانی از آن رنج می برد.
پس از ازدواج هم همراه همسرش به طراحی لباس روی می آورد و چندین طرح برای کمپانی لباس Replicant آماده می کنند که خوش آیند گروه موسیقی معروف " Korn " در می آید و کار و بارشان حسابی سکه می شود . اما حرکت اصلی چستر در زمینه ی موسیقی در سال ۱۹۹۳ جدی شد . یعنی زمانی که گروه Grey Daze پا می گیرد٬ یک گروه کاملا عامه پسند که البته هیچگاه با کمپانی های بزرگ وارد معامله نمی شود و چون راه به جایی نمب برد ( جز چند موفقیت کوتاه مدت ) . چستر سرانجام خسته می شود و گروه را ترک می کند اما این ترک کردن دلایل دیگری هم داشت : «آنجا اکثرا شعر ها را من می نوشتم حتی بعضی آهنگ ها را هم خودم می نوشتم ٬اما نتیجه به اسم همه اعضاگروه ثبت می شد ٬ از طرفی پسری در گروه بود به اسم " شان "" Sean " که هر چند مدت کوتاهی را در کنارش بودم اما به اندازه یک عمر مرا عذاب داد.»
چستر شاید فقیرترین عضو گروه بود که موفقیت لینکین پارک می توانست بهشت موعود را برایش به ارمغان بیاورد. پس ٬ از همه بیشتر برای گروه زحمت کشید ٬ او حتی آنقدر فقیر بود که نتوتنست برای خود و سامانتا حلقه ازدواج بخرد. « ازدواج٬ لحظه جادویی من بود. اما متاسفانه من خودم از جادوی پول بی بهره بودم یعنی حالا که فکر می کنم ٫ آن روز به یادماندنی را با نداری خودم برای سامانتا زهر کردم.» اما مشکل حلقه به راحتی حل شد . سامانتا تصویر یک حلقه منحصربه فرد را طراحی می کند و آن را به چستر می دهد ٬ چستر هم آن را به یکی از دوستانش که مغازه کوچک خالکوبی داشت ٬ می دهد این دوست می پذیرد تا طرح سامانتا را به صورت مجانی برای چستر و سامانتا روی انگشتهای حلقه دست چپشان خالکوبی کند و شاید این به یادماندنی ترین حلقه ای باشد که در دنیای ازدواج رد و بدل شده است . « خب درست است من اصلا آدم پولداری نبودم . به عقیده خودم اگر در حال حاضر یک موزیسین نبودم ٬ حتما یک آمریکایی متوسط بودم که داشتم کارهای متوسط انجام می دادم . من هرگز بدون موسیقی و لینکین پارک نمی توانستم آدم معروفی بشوم . »
چستر حالا عقایدی متفاوت با دوران نوجوانی و جوانی خود دارد ٬ او اشتباهات گذشته خود را به راحتی می پذیرد و حتی مدعی می شود : « اگر قانونی را می توانستم تغییر بدهم و آنرا حذف کنم حتما مصرف آزادانه ماری جوانا را از قانون اساسی خط می زدم ٬ این لعنتی زندگی مرا تباه کرد. » اما حالا چستر اوضاع روبراهی دارد. او حالا آنقدر پول دارد تا تمام آثار " Madonna " را در سراسر جهان خریداری کرده و به فهرست کلکسیون موسیقی خود اضافه کند .
Chester و Samantha در سال 2005 از هم جدا ميشن و Chester در همون سال به Talinda Ann Bentley (مدل قديمي مجله Play Boy)ازدواج ميكنه (Talinda متولد 18 سپتامبر 1976 هست) كه حاصل اين ازدواج يك فرزند پسر به نام Tyler هست كه در 16 مارچ 2006 متولد شده.
حالا میرسیم به عکسهاش

نوجوانی چستر چستر و همسرش تالیندا

چستر،تالیندا و پسرشون تایلر

من خودم صدای چستر رو خیلی دوست دارم.مخصوصا آروم خوندنش.ولی عربده زدنش هم حرف نداره چون صداش اصلا گوش خراش نیست.خلاصه بگم صدای تکی داره دیگه...
راستی بگم که چستر خودش یه گروه به نام Dead By Sunrise به همراه رایان شاک و امیر درخ زده که آلبمشون بعد از آلبوم چهارم لینکین پارک در سال ۲۰۰۹ به بازار میاد.معنی Dead By Sunrise میشه همون آفتاب لب بوم خودمون.

(( حالا بدو برو ادامه مطلب))
ادامه مطلب...
همه چیز در مورد ٍSomewhere I Belong
این آهنگ یکی از بهترین آهنگهای گروه لینکین پارک هست که من علاقه شدیدی بهش دارم...
و الان این اسم رو واسه وب گذاشتم...(لطفاً نظرتون رو در مورد اسم جدید وب بگید)
من ۱۲ سالم بود که ویدیوی این آهنگ رو دیدم و از همون موقع از لینکین پارک خوشم اومد...
معنی آهنگش خیلی قشنگه حتما بخونید...
مفهوم این آهنگ مرگ آدمها و رفتن اونها به جهان آخرت هست و منظور از "جایی که بهش تعلق دارم"
همون جهان آخرته.
آخر کار این آهنگ رو واسه دانلود هم گذاشتم که اگه تا حالا نشنیدید حتما دانلود کنید.
راستی،دوستانی که منو لینک کردید اگه خواستید اسم لینکمو به این اسم تغییر بدید:
جایی که بهش تعلق دارم(سه جونور)


آهنگ جایی که بهش تعلق دارم، عنوان سومین آهنگ گروه از آلبوم دوم آنها با نام متئورا می باشد که در سال ۲۰۰۳ عرضه شد. گروه بیش از ۴۰ بار قسمت کر آهنگ را دوباره نوشت و تمرین کرد تا بتواند با آهنگ یکنواخت باشد. در هنگام ضبط اصلی آهنگ خواننده ی اصلی گروه چستر بنینگتون بیمار بود و گروه از نمونه های قبلی که در تمرین ضبط شده بود استفاده کرد. در ۲۰۰۴ در نمایش انقلاب پروژه گروه این آهنگ را با کمی تغییر در ضرب های درام و گیتار اجرا کرد که این نسخه ی تغییر یافته در تور ۲۰۰۷ گروه به نام دقایقی به نیمه شب نیز اجرا شد.
Somewhere I belong
(When this began)
I had nothing to say
And I get lost in the nothingness inside of me
(I was confused)
And I let it all out to find
That I’m not the only person with these things in mind
(Inside of me)
But all the vacancy the words revealed
Is the only real thing that I’ve got left to feel
(Nothing to lose)
Just stuck/ hollow and alone
And the fault is my own, and the fault is my own
[Chorus]
I wanna heal, I wanna feel what I thought was never real
I wanna let go of the pain I’ve held so long
(Erase all the pain till it’s gone)
I wanna heal, I wanna feel like I’m close to something real
I wanna find something I’ve wanted all along
Somewhere I belong
And I’ve got nothing to say
I can’t believe I didn’t fall right down on my face
(I was confused)
Looking everywhere only to find
That it’s not the way I had imagined it all in my mind
(So what am I)
What do I have but negativity
’Cause I can’t justify the way, everyone is looking at me
(Nothing to lose)
Nothing to gain/ hollow and alone
And the fault is my own, and the fault is my own
[Repeat Chorus]
I will never know myself until I do this on my own
And I will never feel anything else, until my wounds are healed
I will never be anything till I break away from me
I will break away, I'll find myself today
[Repeat Chorus]
I wanna heal, I wanna feel like I’m somewhere I belong
I wanna heal, I wanna feel like I’m somewhere I belong
Somewhere I belong
جایی که بهش تعلق دارم
(وقتی این شروع شد)
من چیزی برای گفتن نداشتم
و در پوچی درون خودم گم شدم
(من گیج شده بودم)
و من به همه می فهمونم
که من تنها کسی نیستم که این چیزها تو ذهنشه
(درون من)
اما جای خالی کلمات پیدا میشه
اون تنها چیز حقیقی نیست که من برای حسش موندم
(هیچ چیز برای از دست دادن نیست)
فقط تحمل کن، پوچ و تنها
و عیب خودمم، وعیب خودمم
می خوام مداوا بشم، می خوام چیزی رو که همیشه فکر می کردم واقعی نیست حس کنم
می خوام دردی رو که تا الآن حفظ کردم رها کنم
(همه ی درد رو پاک کن و اون تمومه)
می خوام مداوا بشم، می خوام حس کنم که انگار نزدیک یک چیز حقیقی ام
می خوام چیزی رو که همیشه می خواستم پیدا کنم
جایی که بهش تعلق دارم
و چیزی برای گفتن ندارم
نمی تونم باور کنم که با صورت سقوط نکردم
(من گیج شده بودم)
همه جا رو گشتم فقط برای فهمیدن
اینکه اون طوری که تو ذهنم تصورش می کردم نبود
(پس من چیم)
چرا من منفی بین بودم
چون می تونم به جوری که همه به من نگاه می کنن حق بدم
(هیچ چیز برای از دست دادن نیست)
هیچ چیز برای به دست آوردن نیست، من پوچ و خسته ام
و عیب خودمم، وعیب خودمم
می خوام مداوا بشم، می خوام چیزی رو که همیشه فکر می کردم واقعی نیست حس کنم
می خوام دردی رو که تا الآن حفظ کردم رها کنم
(همه ی درد رو پاک کن و اون تمومه)
می خوام مداوا بشم، می خوام حس کنم که انگار نزدیک یک چیز حقیقی ام
می خوام چیزی رو که همیشه می خواستم پیدا کنم
جایی که بهش تعلق دارم
من تا زمانی که این رو روی خودم انجام بدم خودم رو نمی شناسم
و تا زمانی که زخم هام مداوا بشه چیزی رو حس نمی کنم
و تا زمانی که از خودم جدا بشم هیچ چیز نیستم
من جدا میشم، من امروز خودم رو پیدا می کنم
می خوام مداوا بشم، می خوام چیزی رو که همیشه فکر می کردم واقعی نیست حس کنم
می خوام دردی رو که تا الآن حفظ کردم رها کنم
(همه ی درد رو پاک کن و اون تمومه)
می خوام مداوا بشم، می خوام حس کنم که انگار نزدیک یک چیز حقیقی ام
می خوام چیزی رو که همیشه می خواستم پیدا کنم
جایی که بهش تعلق دارم
می خوام مداوا بشم، می خوام حس کنم، انگار جایی ام که بهش تعلق دارم
می خوام مداوا بشم، می خوام حس کنم، انگار جایی ام که بهش تعلق دارم
جایی که بهش تعلق دارم
دانلود آهنگ:
Download Somewhere I Belong

